جمعه ۱۸ دسامبر ۲۰۰۹

خدا



بنده های خدا همیشه فکر می کنند که خدا بهشون توجه نمی کنه
اما اینطور نیست
هر وقت که فکر کردی خدا به فکرت نیست
یاد یه چیز بیفت
که اگه خدا به فکرت نبود تورو هیچ وقت به این دنیا نمی آورد
بازم اگه به این شک داری یاد یه چیز دیگه بیفت
اونم سلامتیت
آره سلامتی
پس همیشه شکرش کن هیچ وقت از دستش گلگی نکن
چون خدا همه ی بندهاشو دوست داره
فقط بعضی وقتا امتحانشون میکنه
همین

پس خدارو شکر می کنیم که به ما سلامتی و زندگی خوب و خوشی داده
خدایا شکرت .

پنجشنبه ۱۷ دسامبر ۲۰۰۹

محرم


سلام
سلام به همه ی دوستای خوبم
خوب با یه چشم بهم زدن دوباره بوی محرم امد
من خیلی این ماه دوست دارم چون این ماه برای آقا و سرور من امام حسین(ع)هستش
امیدوارم هرحاجتی دارین تو این ماه از امام حسین(ع) بگیرید
پیشاپش رحلت این امام بزرگوار را به دوستای خوبم و تمام شیعیان تسلیت میگم
التماس دعا .

(( یا حسین ))

چهارشنبه ۱۶ دسامبر ۲۰۰۹

باهم


رفتنم رفتن تو بود.
ماندنم ماندن تو بود.
زندگیم مال تو بود.
عشقم زندگی تو بود.




((چراغ جاده زندگیم تو بودی، دوست دارم))


سه‌شنبه ۱۵ دسامبر ۲۰۰۹

راه


راه ادامه دادن زندگی پیدا کردم.

راه سپردن غم، به جاده های بن بست را پیدا کردم .
راه زندگی ، در جاده بی انتها را پیدا کردم.

یکی را خواستم تا ادامه زندگی
یکی را پرستش کردم تا آخر عمرم .

چراغ جاده برای ادامه راه زندگیه من بود

سرنوشت دوستت دارم

M : A

دوشنبه ۱۴ دسامبر ۲۰۰۹

shoroe



salha gozasht

dobare zendegiyo dar aghosh gereftam

zendegiye jadid va alie

khob khodaro shokr ke dobare be bandeye tako tanhash negah kard

hala kheyli behtar az ghabl shoro kardam
ba oumid be khoda edame midam
faghat to zendegi bayad khodeto bavar koni

the first thought of god was an angel
the first word of god was a man

our god in his gracious thirst will drink us all ، the dewdrop and the tear .

دوشنبه ۷ دسامبر ۲۰۰۹



مرگ خاموش

چهارشنبه ۲۵ نوامبر ۲۰۰۹




انتهای جاده زندگی می بینمت

سه‌شنبه ۲۴ نوامبر ۲۰۰۹

تنهام با غم تو



شاکی از این بودم...
 که من ستاره ای ندارم

پنجشنبه ۱۹ نوامبر ۲۰۰۹

کجای


بگو کجای دنیا قشنگه

کجای دنیا دنبالت بگردم

حرف


رفتی...
باخاطره هایت چه کنم


خیلی حرفا تو دلمه که باید بزنم
اما...!

چهارشنبه ۱۸ نوامبر ۲۰۰۹

افسوس


در تنهایی شکفتم
درتاریکی نهفتم
با سایه سخن گفتم
با عشق به خواب رفتم
از تو خبری...افسوس
از توگذری...افسوس
باغربت دل ساختم
تنها و رها ماندم
حال خاکستری سرد بیش نیستم
پاییزی بی برگ بیش نیستم
از تو خبری...افسوس



سه‌شنبه ۱۷ نوامبر ۲۰۰۹



یکشنبه ۱۵ نوامبر ۲۰۰۹

عشق اول




در تمام چهار فصل سال منتظر دیداری دوباره با تو بودم

  در سرما و گرما 
                     
  بارون و برف 


  همیشه منتظر بودم


مثل این که پروردگار دیدار مارا مناسب نمی دانست


                      
      گذشت...


    چند ساله که گذشته


اما من هنوز منتظردیدار با تو هستم 


هر ثانیه از عمرم که کاسته میشه من به تو نزدیک تر می شم 

یکشنبه ۸ نوامبر ۲۰۰۹



پنجشنبه ۲۹ اکتبر ۲۰۰۹

ای عشق



ای عشق که دستان خداییت
بر خواهش های من لگام زده،
وگرسنگی و تشنگی را تا وقار و افتخار بالا برده،
مگذار توان و استقامتم از نانی تناول کند و یا از شرابی بنوشد
که خویشتن ناتوانم را وسوسه می کند .
بگذار گرسنه بمانم،
بگذار از تشنگی بسوزم،
بگذار بمیرم و هلاک شوم،
پیش از آن که دستی بر آورم و از پیاله ای بنوشم که تو آن را پر نکرده ای ، یا از ظرفی بخورم که تو آن را متبرک نساخته ای .



سه‌شنبه ۲۷ اکتبر ۲۰۰۹

کور


فقط عشق آدم است که نه زیبایی را درک می کند و نه زشتی را

جمعه ۲۳ اکتبر ۲۰۰۹

عشق = مقدس بودن


عشق رازی است مقدس .
برای کسانی که عاشقند،عشق برای همیشه بی کلام می ماند
اما برای کسانی که عشق نمی ورزند،عشق شوخی بی رحمانه ای بیش نیست .

شنبه ۱۷ اکتبر ۲۰۰۹

عکس از : شهروز برزگر


          


این گونه نبود 
آنچه که تصور کردم 
چنین بود که شرح می دهم .
رفتی مثل ابر پر از قصه 
گریستی مثل سیمرغ دل شکسته 
ساحل سر از آب در می آید 
گیاه از دل خاک 
بهار زود گذر بودی
دلی پر از غم بودی
سایه ای پشت سرم بودی 


(اما همش خیال بود)

دوشنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۰۹




جمعه ۹ اکتبر ۲۰۰۹

tanha


شنبه ۳ اکتبر ۲۰۰۹

دل تنگی


باز هم دلتنگی

باز هم گریه

بگذار از دلتنگی عشق کمی بسوزیم 

هستی


جز دلتنگی از این هستی چیزی ندیدم

جمعه ۲ اکتبر ۲۰۰۹

احساس


عشق



پر احساس ترین کلمه است
غم عشق جدایست

عشق


عشق وقتی دچار غم غربت باشد،از حساب زمان و هیاهوی آن ملول
می گردد .





عشق میزبانی مهربان است.گرچه برای میهمان ناخوانده،خانه عشق سراب است و مایه خنده .







 عشق از ژرفای خویش آگاه نمی شود،جز در لحظه جدایی.
 

...


جرم من عشق است .

غم لحظه ها


چرا غم ها نمی دانند

که من غمگین ترین غمگین شهرم

بیا ای دوست با من باش

که من تنها ترین تنهای این شهرم .

چهارشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۰۹

دروغ


تنها مرگ است که دروغ نمی گوید .

خیال


وقتی نگاه تورو تو نگاهش دیدم  
کاش میشد یه جوری میمردم
من باید وقتی دیدم با اونی پیش روت تیغ بر رگهام می بردم 
دروغ بود همه حرفات دروغ بود 
خدا میدونه با کی هستی این روزا



حق من این نبود 
که تو بریو بمونم تنها 
یادت میاد گفتی بهم عزیزم غیره ممکنه عشقتو دور بریزم
آخه مگه گناهم چی بود که چشمامو ترک کردی
رفتیو حالا میگی نمیشه برگردی 
دروغ بود همه حرفات دروغ بود 


حق من این نبود 


نه نبود .



یکشنبه ۲۷ سپتامبر ۲۰۰۹

قدم


قدم هایت را آهسته بر بام آشنای بگذار .
 

عشق


عشق،تنها آزادی در دنیاست
زیرا چنان روح را تعالی می بخشد که قوانین بشری و پدیده های طبیعی مسیر آن را تغییر نمی دهند . 

دوشنبه ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۹

غم لحظه ها

غم لحظه های بی تو جاری تو نگاهم
تو نباشی واژه هیچه
آیینه رنگ غم بقل می گیره .

آوا

در من آوای هست که تورا می خواند
 که تورا در همه ی ثانیه ها می جوید .
با زبانی که نمی دانم چیست از خویش سخن می گوید .

غریب آشنا

سلام غریب آشنا تو روزگار بی کسی
محیط امن عاشقی تو دوره ی دلواپسی
بهانه ی بقای من تو این کویر بی علف

شنبه ۲۹ اوت ۲۰۰۹

نقطه . . .

نامه شایان کوچولو به پریسا

نامه پسر کوچولوی عاشق

چهارشنبه ۱۹ اوت ۲۰۰۹

پيروزی



ما پيروز می شويم

یکشنبه ۹ اوت ۲۰۰۹

حرف آخر


ببين عزيزم تو قصه زندگی من و تو دوتا اسم نوشته شده نه اسم منه و نه اسم تو



عزيزم خيلی وقته درديه مونده رو دلم
ميخوام راز عشقمو واسه همه بگمو برم .


يادم مياد روزايی كه بهم قول دادی زياد
ولی زدی زير قولت گفتی برو منم ميام
باشه درو ببند برو بيرون بزار تنها باشم
توی تلاطم بغض ثانيه ها رها باشم .

دستات مال من بود اما قلبت از من جدا
تمام فكرم تو چشمای تو بود
كاشكی دستام تو دستای تو بود .

تا ابد فقط ميگم خدا خدا
كی ميشه دلم از تو جدا
می دونم همش دروغه عشق تو
می دونم چقدر شلوغه دل تو

ديگه از نبودنت نمی سوزم
ديگه حتی چشم به در نمی دوزم
ديگه نمی خوام اسم تو فرياد بزنم
مثل عاشق تو كتاب اسم تو داد بزنم

كاش ميشد اشك چشمم بارون كنه
سيل غمم آبادی دل تو داغون كنه .

نمی دانم ...!


سخن عشق جواب ندارد...

دوشنبه ۳ اوت ۲۰۰۹

اشك




چشمانت را دريا نكن


دريای چشمانت را به رودی از اشك بر گونهايت تبديل مكن
كسی ارزش ديدن اشكهای جاری شده بر گونهايت را ندارد .

دوشنبه ۲۰ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

هجرت...




به رفتن ستاره ها دقت کن مثل این که عزیز ترین شخص تو زندگیتو از دست دادی .
هر انسانی که به دنیا میاد یک ستاره با اون به آسمون میاد
وقتی هم که انسانی میمیره ستاره هم از آسمون میره .

چرا ؟


من دارم تو آدمکها میمیرم
تو برام از پریا قصه میگی
من دارم توی حیله و وحشت می پوسم
برام از خنده چرا قصه میگی ؟

هیچ وقت...


هیچ وقت جلوی غم خود را شکست خورده نبین

بگذار غم خود را نا امید ببیند

زندگی را با غم بر گذشته سپری نکن

چون با شکست روبه رو می شوی !

زندگی


معنای زندگی به این است که مال خود باشی
نه مال دیگران
با عشق زندگی کن که عشق در زندگیست .

میگی هستی اما...



میگی هستی
اما در رویا
میگی دوست دارم
اما در خیال
میگی میمیرم اگه تو نباشی
اما در خواب
پس بیدار شو از خواب
غفلتی که این خواب داره تو رو نابود می کنه
تو کاغذ و قلم نباش، تو یک معلم باش تا غلط دیگران و خودت را تصحیح کنی
کاغذ نباش که بر رویت غلط بنویسند
قلم نباش که بر روی کسی غلط بنویسی
معلم باش که به شاگردانت راه عشق را یاد بدی و آنها را هدایت کنی تا پیروز شوند.

یکشنبه ۱۹ ژوئیهٔ ۲۰۰۹

راز


رازی در سینه من می سوخت
می خواستم که با تو سخن گویم
اما صدایم از گره کوته بود
در سایه ی بوته، هیچ نمی روید